خوشه های خشم

آقایان اصلاح طلب! دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا بپذیرید این نظام اصلاح پذیر نیست؟

با 5 دیدگاه

سالها دروغ و در رویی و تزویر به اسم ولایت فقیه بس نیست؟ کشتن و به بند کشیدن و فقر وفساد و تبعیض باید به کجا برسد تا شما رضایت دهید؟ به انتظار سوختن چند نسل دیگر هستید؟ شاید هنوز فکر میکنید ولی فقیه نماینده خداست؟ جمهوری اسلامی رویای شیرین پدران ما بود و سرود مدرسه کودکی هایمان! اما ما کودکان جنگ اکنون نیک میدانیم که رویای شیرین عدالت و آزادی و انسانیت از گذرگاه هیچ استبدادی محقق نمیشود، خواه ژنرال باشد و خواه کشیش، چه شاه باشد و چه آیت الله…

دیگر باید چه اتفاقی بیفتد تا بپذیرید این نظام اصلاح پذیر نیست؟

نکند منتظرید تا از سرهای آزادیخواهان مناره بسازند؟!

نوشته شده توسط فرهاد

آوریل 7, 2010 در 5:40 ب.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

5 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. اين اصلاح طلبان هم با اين رژيمند. ما ملت بايد حواسمون باشه كه به اسلاميستها چه تند رو و چه كند رو با عناوين مسخره دموكراسي ديني! اعتماد نكنيم.

    ناشناس

    آوریل 7, 2010 در 6:24 ب.ظ.

  2. خیزشگران عزیز مواظب باشید
    عطاالله مهاجرانی را چقدر می شناسید؟
    حامد رحمانی

    خبرنگار نشریه لبنانی الوطن العربی:

    س : ایا جنبش سبز خواهان حذف ولایت فقیه است؟
    عطاالله مهاجرانی :
    ج: خیر، جنبش سبز خواهان حفظ ولایت فقیه است.
    شعار عزل خامنه ای، شعار نیروهای مسلمان جنبش سبز نیست.
    خبرنگار مجددن می پرسد:
    س: آیا جنبش سبز خواهان برکناری خامنه ای است یا خیر؟
    عطاالله مهاجرانی:
    ج: خیر، این خواست بعضی نیروهای رادیکال است. رهبران جنبش سبز مانند موسوی . کروبی
    خواهان برکناری آیت الله خامنه ای نیستند.
    ————
    ولی خبرنگار نشریه لبنانی الوطن العربی یا این سوال ها را نپرسیده یا منتشر نشده است:
    س: پس جنبش سبز با این همه کشته و بگیر و ببندی که هنوز هم ادامه دارد و این همه دستگیری و شکنجه و مثله کردن و تجاوز خواهان چیست؟
    س: مگر ولی فقیه در نماز جمعه پس از تقلب شرم آور در انتخابات نگفت همینه که هست هر کس معترض باشد بگیرید، شکنجه کنید و بکشید این بهترین انتخابات بوده و احمدی نژاد رئیس جمهور مورد حمایت من است؟ و مردم از هر دسته و گروه، مسلمان و غیر مسلمان در رد این حرف به خیابان ها آمدند و علیه او فریاد کشیدند و عزل او را خواستند چطور شما می گوئید مردم عزل او را نخواستند؟ فیلم هایش که هست.

    محسن صابری

    آوریل 8, 2010 در 8:21 ق.ظ.

  3. بابا اصلاح طلب نیستـن اینا! اینام فامیل اونان!! به اسم اصلاح طلب توهین نکنیم. به امید هیچ کس نباید باشیم جز خودمون.

    خودش

    آوریل 8, 2010 در 2:32 ب.ظ.

  4. 8 اما داستان حکم حکومتی: پس از اتلاف وقت‌های بی‌ مورد بالاخره نوبت به قانونهای مربوط به جرم سیاسی و مطبوعات رسید، بنا بود که ۳ شنبه یا ۴ شنبه طرح در صحن علنی به رأی گذاشته بشه، ما هم بعد از مدتها گفتیم بالاخره یک سر سوزنی به جلو حرکتی‌ انجام میشه، من‌ که هیچ وقت رادیو مجلس گوش نمیکردم حواسم به رادیو بود و لحظه شماری می‌کردم، که یک بار با سوال یک نماینده که آقای کروبی رأی گیری در خصوص طرح … چی‌ شد … و با جواب کروبی که از دستور کار خارج شده انگار برق منو گرفت، بعد که به خودم اومدم داشتم آتیش میگرفتم که آخر چند ده بار گفتم این بابا رو میگذارید رئیس مجلس که این بلا‌ها رو به سرمون بیاره، بماند هفته بعدش رفتیم جبهه مشارکت ، اتفاقا خود سید محمد رضا هم اومد جلوی همه ازش پرسیدم دکتر این تنها قدمی‌ بود که پس از مدتها داشتیم بر میداشتیم، جریان رو روشن برامون بگین، این خواست همه بود می‌خواستند از زبون خودش بشنوند، همه ناراحت بودیم، عین پاسخ رو اینجا میارم: آقای کروبی پیشنهاد نماینده‌ها رو از دستور کار مجلس خارج کردند بیشتر هم نپرسید، (خودشم ناراحت بود). مگه میشد که بچه‌ها هیچی‌ نپرسند، اتفاقا هیچ کس هیچ چی‌ نپرسید، همه با یه بغضی نگاهش کردند صدا از دیوار در میومد که از این گروه در نمیومد، ۳۰ ثانیه گذشت. خودش به زبون اومد که هیچ کدوم از افراد هئیت رییسه هم تو جریان نبودند که کروبی می‌خواد این کار رو بکنه. یه کی‌ از بچه‌ها که نزدیک بود از شدت ناراحتی‌ گریش بگیره گفت این قانونیه‌، جواب شنید که قبل از جلسه علنی فقط به من که نایب رئیس بودم گفت که این قضیه خطرناک وحساسه, نمی‌شه طرح بشه فرستی هم نشد که ازش بپرسم چرا خودم هم جا خورده بودم. دوباره همه ساکت شدن هیچ کس نمیپرسید چرا. خود سید محمد رضا گفت پس از جلسه همهٔ ما هئیت رئیس و چند نمایندهٔ دیگر رو جمع کرد ، گفت که از رهبری دستور موکد رسیده که به هیچ عنوان این قضیه حق مطرح شدن نداره و من از عاقبت این کار میترسم، گفت که کروبی این رو گفت و یه توضیحاتی داد، میگفت شاید ( ۲ بار تکرار کرد شاید شاید) اگر قبل از جلسه به ما هم میگفت ما هم باش مخالفت نمی‌کردیم ولی‌ به شکلی‌ به نماینده‌ها میگفتیم! نه اینکه پس از سوال نمایندهٔ جواب این گونه بدیم و جّو مجلسم متشنج بشه. خود محمد رضا هم از این اتفاق ناراحت بود، اما یکی‌ از دوستان با صدای خیلی‌ آهسته و شمرده شمرده نه با عصبانیت بش گفت دکتر ما اینجا زحمت میکشیم یا نه، آیا کسی‌ از ما یک ۱ قرونیم گرفته غیر از این که دستگیرمون کردن، کتکمون زدن، …. چند بر گفتیم که این بابا از ما نیست نگذارید ش رئیس مجلس، (آقا) گفت رئیس بشه ایشون شد، آقا میگه این بشه میشه پس چرا وقتی‌ نمیتوند وظیفه وکالتتون رو انجام بدید استعفا نمیدید، چرا برادر شما تو این ۳ روز هیچ کاری نکردند پس، شما به کدوم ۱ از قول‌هایی‌ که به مردم دادید عمل کردید، سید محمد رضا جواب داد این یکی‌ رو هم که خواستیم انجام بدیم رو هم که نگذاشتن که.
    من هم باش یک درد دلی‌ کردم آخر جلسه ( گفتم خودش هم راضی‌ نبود) اما جوابی‌ به من داد که چون خصوصی به من گفت این جا مطرح نمیکنم، اما اون جواب رو پس از چند سال تو بیمارستان هزار تخت خواب به یادش اوردم، گفتم‌ کی‌ درست میگفت دکتر. بماند!

    ۹- بی‌ وفایی و منفعت طلبی این افراد:

    هاشم آقاجری جانباز جنگ بود و فردی بسیار نجیب، متنی نوشته بود که در آن گفته
    if you are interested in to know about 11 sections of these memories just mention it as an answer to this comment, I will check it and send them to you

    Ali

    آوریل 8, 2010 در 4:18 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.