بایگانیِ مارس 2010
کسانی که اگر امروز زنده بودند احتمالا در زندان جمهوری اسلامی بودند
امیر کبیر
ستارخان
باقرخان
ملک الشعرای بهار
دکتر مصدق
عارف قزوینی
احمد شاملو
آیت الله طالقانی
علی شریعتی
مهندس بازرگان
یدالله سحابی
شهید همت و باکری (که خانواده هایشان اکنون در زندان اطلاعتی رژیمند)
مرتضی آوینی (همانگونه که نوری زاد امروز در زندان است)…
حمایت از برگزاری رفراندوم عمومی: به نام یارانه ها، به کام دموکراسی
شکی نسیت که پیشنهاد احمدی نژاد برای برگزاری یک همه پرسی عمومی برای طرح به اصطلاح هدفمند کردن یارانه ها در اثر فشار افکار عمومی، اقتصاد دان و عده ای از نمایندگان مجلس است. از سوی دیگر تنش ها و فشار عظیم ملی بعد از کودتای انتخاباتی اعتماد به نفس او را پایین آورده و توان ایستادگی در برابر این فشار را ندارد.
اما نفس برگزاری این همه پرسی دستآورد مثبتی است برای دموکراسی خواهان ایران. هر چند این همه پرسی برای موضوعی اقتصادی پیشنهاد شده و احتمالا و در صورت برگزاری با چالش نحوه برگزاری روبروست. اما همین که به جای رجوع به نظر خامنه ای یا دیگر نهادهای انتصابی مانند مجمع تشخیص مصلحت یا شورای نگهبان مستقیما به آرای مردم مراجعه شود گامی مثبت است، اینکه مردم به قدرت رای مستقیم خود پی ببرند و گزینه رفراندم و رجوع مستقیم به آرای مردم را به گزینه ای ملموس و قابل اجرا دریابند.
برگزاری یک رفراندوم ملی می تواند زمینه را درخواست رجوع به آرای مردمی در مسائل سیاسی هموار ترکند. پدیده ای که گویا مدتهاست از خاطر ملت رفته است.
هر درباری در کنار جلاد و داروغه و چاپلوس و خبرچین یک دلقک هم می خواهد. دلقک دربار خامنه ای هم امروز قدیانی است.
آغا محمد خان دلقکی محبوب داشت به نام لوطی صالح. در تاریخ عضدی آمده است که شاه روزی بر او خشم گرفت و دستور داد تا بینی او را ببرند!
دلقک معروف دیگر کریم شیره ای بود. حسین نوربخش در کتاب کریم شیرهای دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه، آورده است که او اجازه داشت هر موقع، در هر کجا، نسبت به هر کس، هر چه دلش میخواهد بگوید.
شغال الملك دیگر دلقک دربار ناصری بود که مرد تنومند با عمامه و شال خلیل خانی و هنرش این بود كه ظهرها موقع نهار دَم در خانهی اعیان، اشراف و شاهزادگان مانند شغال زوزه می كشید و اگر به او توجه نمی كردند آنقدر زوزه می كشید تا صدایش به خانه های دیگر هم می رسید، بناچار او را به سر سفره می آوردند او كارش این بود كه جوجه های سفره را پیش خود جمع كرده مانند شغال می خورد و شاهزادگان را به خنده و تفریح وا می داشت.
در میان دلقکان شاهعباس و دوره صفویه دلقکی بود به نام کچل مصطفی و کچل عنایت یا کل عنایت، دلاله قزی، حسنبیگ (حسن سگ لونه) مشهورند. کچل عنایت به سبب زبان درازی بیش از حد، سرانجام شاهعباس را چنان به خشم آورد که دستور کشتنش را داد. جلادان او را از بالای عمارت عالی قاپوی اصفهان به زیر افکندند.
در دربار ناصرالدین شاه شیخ شیپور نام داشت. در کتاب شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و ۱۳و ۱۴هجری آمده است که شیخ شیپور شخصی بلند قد، گردن كلفت، شكم گنده و صدائی نظیر گاو و شكمی به شكل حلزون و كریه المنظر داشته است: گویند روزی شیخ شیپور در حضور ناصرالدین شاه شیرین كاری و مسخرگی می كرد ناصرالدین شاه دستور داد به عنوان خلعت پالان الاغی آورده و روی او بگذارند. پالان را روی او گذاشتند مدتی خر شد عرعر كرد، بعد با كمال خونسردی شروع به پاك كردن پالان و در ضمن تمیز كردن با خود می گفت تن پوش مبارك است، تن پوش مبارك است.
راستی آقای حسین قدیانی، بینی شما را کی می برند؟
خطاب به هنرمندان میهنم: اکنون ارزشمندترین و ماندنی ترین هنر کمک به رهایی از استبداد است. نگذارید محمد ولیان اعدام شود.
اعتراض هنرمندان شناخته شده هزینه اعدام را برای جمهوری اسلامی سنگین می کند. این اعتراض البته برای هنرمندان هم هزینه خواهد داشت. شاید بایکوت از طرف حکومت، ممنوع التصویر و ممنوع الفعالیت شدن یا حتی بازداشت. اما دستآورد عظیمی دارد و آن کمک به نجات جان محمد و دیگر جوانان بی نام و نشانی که در صف محاکمه بیدادگاههای جمهوری اسلامی هستند است. مگر نه اینکه هنرمند از بطن جامعه بیرون میآید و هر چه دارد از همین مردم است، دیگر درنگ برای چیست؟ اکنون زمان جاودانه شدن است.
این حرکت لزوما نباید در قبای یک حرکت سیاسی باشد که این حرکتی انسانی و اخلاقی است برای کسانی که نمیخواهند میهن جوخه اعدام باشد.
کسی نمیتواند به انتظامی ها و پرستویی ها، فرشچیان ها و شجریان ها …انگ بزند که از غرب حمایت می شوند، که اینان سالهاست میهمان دل مرمند. فریاد هنرمندان شناخته شده کم هزینه ترین روش برای آزادیخواهان است. به مردم روحیه می دهد و کار را برای خونخواران سخت می کند. درنگ جایز نیست…